عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
553
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
فرمود : حياء از ايمان است ، و در من هيچ نشانى از ايمان نمىبينيد . و مانند داستان يحيى اكثم است كه مردى از وى چيزى خواست يحيى گفت : تو در به دست آوردن رزق و خواستن از من به سه جهت خطا كردهاى . نخست اين كه من از مردمان مرو هستم و به خسّت مرويان مثل زنند ؛ ديگر اين كه من تميمى هستم و هر تميمى كه بخيل نباشد حلالزاده نيست و سوم اين كه من قاضى هستم ، و قاضى همواره مىگيرد و هرگز نمىبخشد و روزى مىستاند و روزى نمىرساند . وقاحة النّائحة - حرص النبّاش . وقار الشّيب . روايت كنند كه ابراهيم ( ع ) نخستين كسى است كه پير شد و خداوند به او آرايهء پيرى بخشيد تا از اسحاق باز شناخته شود زيرا كه پدر و پسر چنان به هم ماننده بودند كه از هم بازشناخته نمىشدند پس چون موهاى سرش جوگندمى گرديد پرسيد : خداوندا اين چيست ؟ گفت اين وقار و سنگينى مردان است . گفت خدايا وقار مرا افزون كن . دعبل گفته : أهلا و سهلا بالمشيب فإنّه * سمة الوقور و هيبة المتحرّج يعنى : خوش آمد مىگويم به پيرى كه نشانهء مردان سنگين و گرامى است و شكوه مردانى كه خود را از گناه دور مىدارند . وكر الشيطان : آشيانهء ديو . پيامبر ( ص ) به زبان تمثيل و استعاره فرموده : « ايّاكم و الأسواق ، فانّ الشيطان قد باض فيها و فرّخ » : از بازارها پرهيز كنيد كه شيطان در آن تخم گذاشته و جوجه درآورده . و صاحب [ بن عبّاد ] از اين تشبيه پيامبر ( ص ) پيروى كرده و دربارهء جاهاى تباهى و فساد گفته : عشّ من اعشاش العدوان ، و وكر من اوكار الشيطان : لانهاى از لانههاى بيداد و آشيانهاى از آشيانههاى ديو . ولد الحمار . از امثال عرب كه از ابو عمر نقل شده يكى آن است كه گويند : أخلف من